loading...

انارماهی

مثل روز اول مدرسه، پر از شور و شوق و هراس. مثل اولین روزهای پانزده سالگی پر از میل جذابیت. مثل اولین بار قدم گذاشتن در آب، پر نشانه‌های تازگی. مثل اولین روزهای ...

بازدید : 4463
دوشنبه 4 اسفند 1398 زمان : 7:07
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

انارماهی

مثل روز اول مدرسه، پر از شور و شوق و هراس. مثل اولین روزهای پانزده سالگی پر از میل جذابیت. مثل اولین بار قدم گذاشتن در آب، پر نشانه‌های تازگی. مثل اولین روزهای مادری و لمس تکان‌هایش؛ پر از ترسی از جنس هیچ چیز؛ عشقی از جنس هیچ چیز و تمامیتی به وسعت دنیا. مثل بار اول حضور در چت روم و هیجان بالا و پایین رونده در دل. مثل بار اول لمس دست‌هایش دست‌هایت را. مثل اولین بار شنیدن صدایش. مثل یک شب دلتنگی و یاد آمدن بویش. مثل اولین بارِ نوشتنِ بی کمک، خواندنِ بی کمک... آمدی و نوک انگشت‌هایم را شکوفه‌ی بهارنارنج کردی، رشته‌های اقاقیا بافتی به شبِ موهام و بهار و بهار و بهار پاشیدی به چشم‌هام؛ قلبم؛ وجودم... آمدی و باران شدی و عطر بهارنارنج هفت شهر آن سو تر از دنیای مرا برداشت ... آمدی و شدی خورشید پنجره‌‌‌ای که به کورسو هم امید نداشت ... آمدی و شدی بهار ... شدی آسمان ... شدی دریا ...

لحظه‌های قبل از تو چگونه بود؟ اگر نام این که هستی زندگی ست...

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 7
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 3
  • بازدید کننده امروز : 4
  • باردید دیروز : 3
  • بازدید کننده دیروز : 4
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 88
  • بازدید ماه : 10
  • بازدید سال : 607
  • بازدید کلی : 24056
  • کدهای اختصاصی